“




مديرعامل سابق خبرگزاري فارس:

فارس نه مزاحم دولت بود، نه روابط عمومي

نویسنده میهمان | 28 فروردین 1387

مرد اول روزهاي گذشته خبرگزاري فارس، حالا به جاي مديرعاملي فارس در طبقه اول، به طبقه چهارم روزنامه جام‌جم رفته است. اتاقي كه كنار در ورودي‌اش تابلوي مشاور مديرمسئول نصب شده است. مهدي فضائلي 43 ساله در طول يك دهه حضور در عرصه مطبوعات، آموخته است كه هرگز نمي‌توان يك مجموعه رسانه‌اي را با نگاه بالا مديريت كرد. به همين خاطر هم هست كه همواره اتاق كارش را يك طبقه پايين‌تر از تحريريه انتخاب مي‌كند. خودش مي‌گويد اين يك تصميم نمادين است براي آنكه طعم سختي توليد خبر را در روز‌هاي نه‌چندان دور گذشته، يادم نرود. تجربه يك دهه فعاليت فضائلي با دبير سرويسي روزنامه فردا، سردبيري روزنامه جوان و مديرعاملي فارس نشان مي‌دهد كه او آدم وقت گذراني در اين اتاق خالي و سرد نيست. به همين خاطر هم هست كه دبيركل انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان از همين اتاق 12 متري، نقشه تأسيس اولين خبرگزاري ملل مسلمان جهان را ترسيم مي‌كند. كارشناس الهيات و دانشجوي چندين ساله دوره كارشناسي ارشد مديريت آستين‌هايش را براي رقابت با خبرگزاري‌هاي بزرگ دنيا بالا زده است

شما و دفتر روزنامه جام‌جم؟! يك دوره گذار است كه در جام‌جم سپري مي‌شود.

گذار؟! از كجا به كجا؟

به هر حال تجربه 10 سال فعاليت در عرصه مطبوعات به ويژه حضور در خبرگزاري فارس نمي‌توانست بدون استفاده باقي بماند. خيلي طبيعي بود كه بسياري از افرادي كه از بيرون ناظر مسير طي شده فارس بودند، پيشنهادات جديدي براي كار مطرح كنند و من هم درصدد اين باشم كه از اين تجربيات در يك فرصت بهتر استفاده كنم. اجمالاً مي‌توانم بگويم كه در مطالعه راه‌اندازي يك خبرگزاري بين‌المللي هستيم.

چرا اجمالاً؟! كارها تا چه ميزان پيش رفته است؟ لطفاً بيشتر توضيح دهيد.

اصل ايده، مطرح شده و در حال بررسي جزئيات طرح هستيم. مجموعه‌اي كه در ذيل آن بتوان چنين كار بزرگي را انجام داد، مشخص شده و قرار است اتحاديه راديو، تلويزيون‌هاي اسلامي پشتيبان اين خبرگزاري باشد. ان‌شاءالله اگر بتوانيم اين طرح را محقق كنيم، اولين خبرگزاري بين‌المللي جهان اسلام تأسيس خواهد شد و اين گام برگي در جهت شكستن انحصار خبري غرب، است.

پس خارج شدن شما از مجموعه فارس به دليل پذيرش اين سمت بود؟

نه، اين ايده به صورت ابتدايي قبل از خروج من از فارس مطرح بود،‌اما بعد از خروج من از فارس قرار شد من عهده‌دار اين كار باشم.

بنابراين مبدع اين طرح شما نيستيد؟

البته اين ايده را در فارس هم دنبال مي‌كرديم، ما چند مرحله براي توسعه فارس تعريف كرده بوديم كه مراحل عالي به بين‌المللي شدن فارس مربوط مي‌شد.

مقر اين خبرگزاري در ايران است؟ چه اسمي براي آن در نظر گرفته‌ايد؟

اينها همه در حال بحث و بررسي است، اما به احتمال زياد اين مقر در ايران خواهد بود.

و فكر مي‌كنيد اين خبرگزاري بتواند انحصار رسانه‌اي موجود در دنيا را تحت‌الشعاع قرار دهد؟

ان‌شاءالله اگر ابعاد ترسيم شده به طور كامل محقق شود و حمايت‌هاي كافي صورت گيرد حتماً. البته اين كاري نيست كه خيلي سهل‌الوصول باشد و بشود خيلي زود به نتيجه رسيد. به هر حال وارد رقابت شدن با خبرگزاري‌هايي كه نزديك به 2 قرن سابقه فعاليت دارند، كار ساده‌اي نيست. ولي تصور مي‌كنم تأسيس اين خبرگزاري در ادامه تحولاتي است كه حوزه‌هاي مختلفي چون انرژي هسته‌اي، قدرت موشكي و توان پزشكي به تازگي در ايران رخ داده است. خوشبختانه در حوزه رسانه هم اين باور ايجاد شده كه مي‌توانيم انحصار موجود در عرصه بين‌الملل را بشكنيم و وارد عرصه جديدي در كار رسانه‌اي شويم.

ايده تشكيل خبرگزاري فارس از كجا مطرح شد؟ چه شد كه تصميم گرفتيد يك خبرگزاري تأسيس كنيد.

يكي از مهم‌ترين بخش‌هايي كه پس از اتفاقات سال 76 دچار تحول شد حوزه رسانه بود در مدت كوتاهي پس از سال 76، زمينه راه‌اندازي تعداد قابل‌توجهي روزنامه فراهم شد. زماني كه رسانه‌هاي مكتوب در آن فضا شروع به فعاليت كردند،‌ ما در كشور تنها يك خبرگزاري داشتيم كه آن هم خبرگزاري جمهوري اسلامي بود. واحد مركزي خبر هم به خاطر فعاليت در حوزه صورتي و تصويري متناسب با نياز راديو و تلويزيون، كمتر در جهت تأمين نيازهاي رسانه‌هاي چاپي تمركز داشت.

از سوي ديگر ايرنا يك خبرگزاري رسمي بود و به تبع مي‌بايست به ملاحظات يك خبرگزاري رسمي پايبند باشد. بنابراين روزنامه‌هاي جديدي كه در آن فضا شكل گرفته بودند، نمي‌توانستند به ايرنا بسنده كنند. از همان زمان بود كه بحث راه‌اندازي خبرگزاري‌هاي جديد و غير‌دولتي مطرح شد. ايسنا اولين پاسخي بود كه در سال 78 به اين نياز داده شد و من معتقدم يكي از دلايل مهم بالا بودن سهم ايسنا در مطبوعات، پيشتاز بودن آن در پاسخ به نياز خبري بوده است. اين ايده، ‌همزمان با راه‌اندازي ايسنا، ‌در مورد فارس هم مطرح بود، اما دوستاني كه در سال 78 مجوز فارس را گرفته بودند، نتوانستند مقدمات راه‌اندازي را به صورت كامل فراهم كنند. اين بود كه عملاً راه‌اندازي خبرگزاري به تأخير افتاد تا اينكه در تيرماه سال 81، بنده به اتفاق جمعي از وستان عهده‌دار تأسيس فارس شديم. همان موقع پروژه‌ها و طرح‌هاي مختلفي را در راستاي اهداف خود تعريف كرديم و در نهايت در 22 بهمن سال 81، خبرگزاري را افتتاح شد.

در مورد تأسيس خبرگزاري بين‌المللي گفتيد كه در صورت حمايت كافي اتحاديه راديو، تلويزيون‌هاي اسلامي به طور قطع موفق خواهيد بود. در مورد فارس چطور؟ اسپانسر‌هاي فارس چه ارگان يا شركت‌هايي هستند؟

بررسي شرايط داخلي كشور و مطالعه اجمالي در مورد خبرگزاري‌هاي مهم دنيا، اين واقعيت را براي ما روشن كرده بود كه اساساً نمي‌توان به رسانه به چشم يك بنگاه اقتصادي نگاه كرد. به خصوص كه يك رسانه بخواهد پاك باشد و درگير آلودگي‌ها و زدوبندها نشود. اگر به خبرگزاري‌هاي ديگر كشورها هم نگاه كنيد جز يكي دو مورد، نمي‌توانيد خبرگزاري‌ها را نام ببريد كه به صورت خودكفا بتواند تأمين هزينه كند. در داخل ايران هم مشخص بود كه رسانه‌ها يا دولتي هستند و به صورت رسمي از منابع تعريف شده، دولتي تأمين مي‌شوند و يا اينكه مدعي غير‌دولتي بودن هستند و به صورت غير‌رسمي از بودجه كشور ارتزاق مي‌كنند. در اين فضا خبرگزاري فارس به عنوان اولين خبرگزاري غير‌دولتي به ثبت رسيد.

دقيقاً. شما به عنوان يك خبرگزاري غير‌دولتي به ثبت رسيديد، اما آيا اعتبارات مورد نياز شما هم از منابع غير‌دولتي تأمين مي‌شد؟

اعتبارات فارس از منابع مختلفي تأمين مي‌شد. در اولين گام ما تلاش مي‌كرديم از حداقل هزينه‌ها،‌ بهترين استفاده را داشته باشيم و بعد بتوانيم بخشي از هزينه‌ها را در چارچوب كار رسانه‌اي خود تأمين كنيم. به عنوان مثال، در بخش درآمد‌زايي واحد پذيرش آگهي را فعال كرديم و با تقاضاهاي بسيار زيادي براي بخش آگهي مواجه شديم. ما در برخورد با اين تقاضاها، 2 برخورد داشتيم. اول اينكه حجم پذيرش آگهي محدود بود يعني ما اجازه نمي‌داديم كه حجم آگهي به حجم مطالب خبري غلبه يابد و دوم اينكه ما هر تبليغي را نمي‌پذيرفتيم به‌خصوص براي صفحه نخست، ‌براي ما بسيار مهم بود كه وزانت صفحات با انبوه آگهي‌ها مخدوش نشود.

يكي از منابع مهم ديگر درآمد‌زايي در خبرگزاري، به فروش عكس مربوط مي‌شد. خبرگزاري‌هاي مطرح دنيا و هم‌چنين سازمان‌ها و شخصيت‌هاي داخلي، خريدار عكس‌هاي ما بودند. البته ما در بحث فروش عكس هم محدوديت داشتيم. يعني هر عكسي را به هر كسي نمي‌فروختيم. خبرگزاري فارس از محل فروش خدمات فني هم كسب درآمد مي‌كند. با اين حال همه اين موارد نمي‌توانست هزينه‌هاي يك خبرگزاري را تأمين كند. يك مختصر بودجه‌اي هم، از زمان دولت آقاي خاتمي براي خبرگزاري‌ها تعريف شده است كه خبرگزاري فارس هم در دولت هشتم و هم در دولت نهم به دليل امتياز بالايي كه كسب مي‌كرد، ‌بيشترين كمك‌ها را كسب كرد.

اما شما گفتيد اولين خبرگزاري غير‌دولتي را تأسيس كرده‌ايد. آيا دريافت اين وجه غير‌دولتي بودن شما را خدشه‌دار نمي‌كند؟

نه، ‌چون اين بودجه به ميزاني نبود كه خبرگزاري به آن متكي باشد. و اينكه در هيچ يك از دولت‌ها،‌ ما به ازايي نداشت. آنها ضوابطي تعريف كرده‌اند كه خبرگزاري‌ها به نسبت امتيازي كه كسب مي‌كند، بودجه‌اي دريافت مي‌كنند. علاوه بر آن، بخشي از درآمد فارس هم مانند ساير رسانه‌ها كه اسپانسرهايي دارند و براي هيچ يك هم عيان نيستند از حمايت‌هايي برخوردار است كه البته تا زماني كه اسپانسر‌هاي ساير رسانه‌ها معرفي نشوند، اسپانسر‌هاي فارس هم ترجيح مي‌دهند بي‌ريا كار كنند.

اين اسپانسر‌هاي بي‌ريا در مجموع، چند درصد بودجه خبرگزاري را تأمين مي‌كند؟

ببينيد 20 درصد بودجه از محل درآمد‌زايي خود خبرگزاري و تقريبا 10 درصد هم از محل كمك‌هاي ارشاد به خبرگزاري‌ها تأمين مي‌شود. مابقي بودجه را اسپانسر‌ها پوشش مي‌دهند.

خوب 70 درصد بودجه، رقم قابل‌توجهي است. فكر نمي‌كنيد وابستگي 70 درصدي به اسپانسر‌ها، استقلال حرفه‌اي شما را تحت‌تأثير قرار دهند؟

اينكه يك رسانه بتواند به شكل واقعي و كامل روي پاي خود بايستد، بسيار ايده‌آل است. اما در عين حال زماني كه ما مي‌خواستيم كار با اسپانسر‌ها را شروع كنيم، با آنها شرط كرديم كه انتظاري كه مي‌توانند از فارس داشته باشند، همان چيزي است كه فارس مدعي است. يعني همان طوري كه در بخش «درباره ما» در سايت خبرگزاري آمده است، منافع ملي، قانون اساسي و اصول نظام حدودي است كه اسپانسرها مي‌توانند در قالب آن از ما مطالباتي داشته باشند. ما اعلام كرده‌ايم كه يا تفكر و توان ما را قبول دارند، يا نه. اگر قبول دارند- كه حتماً داشته‌اند- نبايد مداخله‌اي در كار حرفه‌اي ما داشته باشند. من شهادت مي‌دهم كه در طول 5 سال و نيم گذشته، حتي يك بار هم نشده كه اسپانسرهاي ما برخلاف تصميماتي كه در مجموعه داخلي خود خبرگزاري گرفته شده، از ما مطالباتي داشته باشند.

اما من از اين گفته استنباط ديگري مي‌كنم و آن اينكه اسپانسرهاي فارس، شركت‌هاي اقتصادي نيستند.

البته. اسپانسر‌هاي فارس اين خصوصيت را دارند كه نه به دنبال تأمين منافع جريان‌هاي سياسي به معناي رايج آن هستند و نه منافع اقتصادي آنها. در يك مقطع يكي از شركت‌هاي بزرگ دولتي كه بعداً سهامي عام شد، پيشنهاد مشاركت در خبرگزاري را مطرح كرد. من اين پيشنهاد را با اسپانسر‌ها در ميان گذاشتم، اما آنها حاضر به پذيرش همكاري نشدند.

موضوع اين است كه زماني كه 70 درصد هزينه‌هاي يك رسانه را يك بخش تأمين مي‌كند؛ آن رسانه سعي مي‌كند در مواردي خاص كه بايد به نفع مردم و كشور به انتقاد از اسپانسر خود بپردازد، سكوت پيشه كند. بنابراين همان‌گونه كه شما استنباط مي‌كنيد كه اسپانسرها تابع شرايط شما هستند، مي‌توان استنباط كرد كه فارس تابع بي‌چون و چراگوي سياست‌هاي اسپانسرهاست.

اگر اين اسپانسر‌ها با يك ديد محدود از يك حوزه سياسي خاص مثلاً يك حزب يا جريان سياسي انتخاب شده بودند، گفته شما كاملاً درست بود. اما زماني كه اسپانسرهاي ما تأمين منافع ملي را مد‌نظر دارند و به دنبال دفاع واقعي از اصول و ارزش‌هاي انقلاب هستند و احساس هم مي‌كنند كه خبرگزاري اين خواسته آنها را تأمين مي‌كند، اين مشكل هرگز به وجود نخواهد آمد.

يعني شما مي‌گوييد كه با توجه به معيارهاي ذكر شده، فارس استقلال حرفه‌اي و رسانه‌اي خود را تا حدودي حفظ كرده است؟

نه، فارس استقلال خود را كاملاً حفظ كرده. اين بدان معني نيست كه فارس بي‌جهت است. فارس رسانه‌اي كاملاً جهت‌دار است اما جهتش به يك حزب يا جريان سياسي زود‌گذر محدود نيست. ما از جريان اصيل انقلاب دنباله‌روي مي‌كنيم و با افتخار آنچه را كه تشخيص مي‌دهيم براي نيل به هدفمان مناسب است، انجام مي‌دهيم. خوب طبيعي هم هست كه من نمي‌توانم مدعي باشم كه در مسير 5 سال و نيم كار هرگز تخطي نداشته‌ايم و كاملاً آرماني كار كرده‌ايم.

ولي عده‌اي مصرانه معتقدند كه اگر ايسنا براي حمايت از اصلاح‌طلبان تأسيس شدف فارس براي حمايت از اصولگرايان ايجاد شد. آيا اين گفته را قبول داريد؟

فارس براي حمايت از اصولگرايي به معنايي كه مقام معظم رهبري تبيين كردند، شكل گرفت.

يعني فارس حامي جريان اصول‌گراياني كه در مقابل اصلاح‌طلبان قرار دارند، نيست؟!

قطعاً اصول‌گرايي با تعريفي كه رهبر معظم انقلاب از آن داشتند، در قالب يك جريان سياسي محدود نمي‌گنجد. ما اعتقاد نداريم كه جريان سياسي كه امروز به عنوان اصول‌گرا مشهور است، به طور كامل منطبق با اصول‌گرايي است كه از جانب رهبري تبيين شده است. خبرگزاري فارس از مباني اصلي نظام، دفاع مي‌كند و چون گاهي يك جريان سياسي، مباني خود را به گونه‌اي تعريف مي‌كند كه به اين اصل نزديك‌تر است، ناخودآگاه اين حمايت‌ها به آن جريان خاص نيز تسري مي‌يابد. اين امر تفاوت دارد با اينكه بگوييم رسالت خبرگزاري حمايت از يك جريان سياسي يا دولت خاص است.

اما به هر حال فارس در اذهان عمومي به عنوان يك رسانه نزديك به دولت نهم تعريف مي‌شود و اين تعريف به دليل نوع عملكرد فارس است.

اين يكي از گلايه‌هايي است كه هميشه نسبت به فارس مطرح مي‌شود. من در مقابل اين انتقاد مي‌گويم كه اولاً فارس قبل از اين دولت شكل گرفته و ثانياً بعد از اين دولت هم به كار خود ادامه خواهد داد. پس اين گفته كه «فارس رسانه نزديك به دولت است» را محدود كردن خبرگزاري مي‌دانم هرچند كه ما وظيفه خود مي‌دانيم كه از دولت حمايت كنيم. همان‌طور كه از دولت قبل نيز حمايت مي‌كرديم.

از يك منظر ديگر به رابطه فارس و دولت بنگريم. آيا دولت آقاي احمدي‌نژاد دنبال نزديك كردن شما به خود نيست؟

طبيعي است كه دولت‌ها تلاش مي‌كنند رسانه‌هايي را براي حمايت از خود ترغيب كنند. من نمي‌خواهم بگويم تلاش ويژه‌اي از سوي دولت نهم صورت گرفته اما طبيعتاً اين دولت خبرگزاري فارس را نه مزاحم و نه روابط عمومي خود مي‌داند يعني فارس در طول دوران دولت نهم در مواقعي جايگاه حامي داشته و مواقعي جايگاه منتقد.

در ديداري كه با رئيس‌جمهوري داشتم هم به صراحت به وي اعلام كردم كه ما به دلايلي وظيفه خود مي‌دانيم كه از شما حمايت كنيم و در عين حال حاضر نيستيم كه روابط عمومي دولت باشيم؛ كه البته ايشان هم انتظاري غير از اين نداشتند. هرچند كه برخي از اطرافيان ايشان گلايه‌هاي را نسبت به عملكرد فارس داشته‌اند كه از نظر ما خيلي هم جدي نيستند.

اطرافيان رئيس‌جمهوري!

كساني كه در دولت هستند. اين اتفاق در دولت آقاي خاتمي هم رخ مي‌داد. خبرگزاري فارس در دولت قبل، كم‌ تحت‌فشار نبود. يكي از مواردي كه من آن را ظلم به دولت نهم مي‌دانم اين است كه اين‌طور جلوه مي‌دهند كه در دولت آقاي خاتمي هيچ انتظاري نسبت به رسانه‌ها وجود نداشته است. در حالي كه شكايات وزراي ايشان كه بسياري هم مدعي آزادي بيان و جريان آزاد اطلاعات و شعارهايي از اين دست بودند، از رسانه كم نبود. از ناحيه دفتر آقاي خاتمي هم محدوديت‌هاي زيادي براي خبرگزاري فارس اعمال مي‌شد. تا جايي كه من براي دفتر ايشان نامه فرستادم و رسماً از برخورد آنها با فارس گلايه كردم.

يك موضوع ديگر كه بحث شائبه حمايت فارس از دولت نهم را تشديد مي‌كند، بحث حضور دبيران سرويس سياسي فارس درتيم اطلاع‌رساني هيأت دولت است. و البته به نظر مي‌رسد منبع بسياري از اخباري كه فارس به طور اختصاصي منتشر مي‌كند از همين‌جا نشأت مي‌گيرد.

اگر توفيقات فارس فقط به دوره دولت نهم محدود مي‌شد اين حرف درست بود اما فارس در دولت گذشته هم جزو رسانه‌هاي برتر بود. دوم اينكه بعد از شكل‌گيري دولت نهم، اخبار اختصاصي فارس فقط در حوزه دولت نبوده است، اخبار فارس همين الان هم از داخل جريان دوم خرداد سرآمد اخبار ساير خبرگزاري‌هاست. اخبار فارس از توانمندي به وجود آمده بخش‌هاي مختلف خبرگزاري نشأت مي‌گيرد و من اين گفته را نمي‌پذيرم كه مي‌گويند چون فلان آقا، دبير ‌سرويس ما بوده و اكنون در تيم اطلاع‌رساني دولت است، فارس اخبار اختصاصي زيادي دارد.

يعني شما مي‌خواهيد انكار كنيد كه بسياري از اخبار مهم فارس از اين منابع حاصل مي‌شوند.

ممكن است در برخي موارد اين اتفاق افتاده باشد، اما اينكه فارس به دليل اين نوع ارتباطاتش خبرگزارش فارس شده را نمي‌پذيرم. فارس چه در اين دولت و چه در دولت گذشته داراي بيشترين اخبار در رسانه‌ها بوده است.

آيا اين صحبت شما براساس آمار حاصل از تحليل محتواست و جنبه علمي دارد و يا نه، براساس تجربيات مديريتي شماست؟

از هر دو جنبه. گزارش‌هايي كه معاونت پژوهش فارس از تعداد اخبار مورد استفاده در مطبوعات تهيه مي‌كرد موقعيت ما را چه در دولت قبل و چه در دولت فعلي نشان مي‌دهد. ضمن اينكه من معتقدم كه آمار معاونت پژوهشي فارس سهم واقعي ما در مطبوعات نيست. من كاملاً مدعي هستم كه مطبوعات باخبرگزاري فارس، حرفه‌اي برخورد نمي‌كنند، با اين حال فارس در سهم اخبار مطبوعات، رتبه دوم را در كشور دارد. علاوه بر آن ما در سال 83 از 70 نفر از چهره‌هاي مختلف (با گرايش‌هاي متفاوت) درخصوص عملكرد فارس، نظرخواهيم كرديم كه بر آينده اين نظرخواهي اين بود كه اخبار فارس از صحت و سرعت بالا برخوردار هستند.

درخصوص سرعت خبررساني فارس صحبت كرديد. به عقيده برخي اتكا فارس به سرعت بخشيدن به خبررساني سبب مي‌شود تا دقت و گاهي صحت اخبار تحت‌الشعاع قرار گيرد. مصاديق قابل‌توجهي از اخباري كه فارس منتشر كرده وجود دارد كه در مواردي از سوي خود شما تكذيب و يا تصحيح مي‌شود؟ مثل اخباري كه در مورد مرگ مارادونا و يا فرح ديبا منتشر و تكذيب شد.

قبول دارم كه در چند مورد مهم، اين اتفاق افتاد كه نبايد مي‌افتاد ولي اينكه بگوييم تعداد آنها قابل‌توجه بوده را نمي‌پذيرم. اين از موارد نادر ايرادات وارد به كار فارس است.

با توجه به توفيقاتي كه مي‌گوييد فارس در دوران مديريت شما به دست آورده است، چه شد كه يك‌باره از اين سمت كنار رفتيد و ما اكنون شما را به عنوان مشاور در روزنامه جام‌جم مي‌بينيم؟

زماني كه من مسئوليت خبرگزاري را عهده‌دار شدم، قرار شد يك سال به عنوان مديرعامل كار كنم تا بعد از راه افتادن كار مجموعه، هيأت‌مديره، در مورد مديرعامل تصميم‌گيري كند. كه البته اين مدت به 3 سال افزايش يافت. در سومين سالگرد خبرگزاري فارس موضوع استعفا را در هيأت‌ مديره مطرح كردم كه پذيرفته نشد. من در چهارمين و پنجمين سالگرد هم خواهان كناره‌گيري از فارس بودم.

چرا، خسته شده بوديد؟

نه خسته نبودم. الان هم خسته نيستم. اگر خسته بودم به كار بزرگ‌تري مثل تأسيس خبرگزاري بين‌المللي تن نمي‌دادم.

پس چرا استعفا داديد؟

چندين دليل داشت. زماني كه من مسئوليت خبرگزاري فارس را برعهده گرفتم، شرايط ويژه‌اي وجود داشت، اما پس از گذشت 3 سال، شرايطي حاكم شد كه شايد خيلي‌ها بتوانند خبرگزاري را مديريت كنند. بنابراين قصد داشتم شرايطي ايجاد كنم تا هيأت‌ مديره در فضاي جديد و با دست بازتري تصميم‌گيري كند.

شما در جايي گفته بوديد كه از كار اجرايي خسته شده‌ايد و مي‌خواهيد در يك فضاي آرام‌تر كار كنيد. اين گفته شما با پذيرش سمت مديريت خبرگزاري بين‌المللي تناقض ندارد؟

خيلي چيز‌ها هست كه دلمان مي‌خواهد، اما محقق نمي‌شود. بنده تدبير مي‌كند و خدا تقدير را رقم مي‌زند. كار جديد تقدير من بوده است.

اما شما گفتيد كه ايده تأسيس خبرگزاري بين‌المللي از گذشته در ذهنتان بوده است؟

آنچه از گذشته در ذهن من بود توسعه فارس به يك خبرگزاري بين‌المللي بود و ايده تأسيس خبرگزاري بين‌المللي پس از خروج من از فارس مطرح شد. در ابتداي كار فارس ما اهداف كمّي خيلي مشخص را تعيين نكرده بوديم. بدين شرح كه در گام اول فارس خبرگزاري مطرحي در كشور باشد در گام دوم برترين خبرگزاري كشور شويم و در سومين و چهارمين گام به يك خبرگزاري مطرح و برتر در كشور تبديل و در پنجمين گام وارد اشل بين‌المللي شويم. به اعتقاد من فارس گام اول و دوم را به سرعت پشت سر گذاشت و با جذب رابطين خبري در مالزي لندن، پاريس، بيروت و تأسيس اولين دفتر منطقه‌اي در بيروت و تلاش‌هاي جدي براي كار در پاكستان و عراق و عضويت در اتحاديه خبرگزاري‌هاي آسيا و اقيانوسيه وارد مرحله سوم شد كه در راستاي اهداف توسعه كشور هم بود.

ادامه تحقق اهداف قائل به حضور شما در فارس نيست؟

اميدوارم كه نباشد.

اما به نظر مي‌رسد با رفتن شما، تغيير در سياست‌هاي فارس آغاز شده است. عده‌اي از منتقدان معتقدند كه با رفتن فضائلي اندك اخبار انتقادي موجود در خروجي فارس، حذف شده است و حتي عده‌اي مي‌گويند پذيرش استعفاي شما به دليل همين اخبار و مصاحبه‌هاي انتقادي به ويژه مصاحبه با مرعشي بوده است.

من اين موضوع را بررسي نكرده‌ام، اما اگر اين‌گونه باشد كه خبرگزاري از اهدافش فاصله مي‌گيرد. در مورد دلايل پذيرش استعفا هم مي‌گويم كه مسائل ذكر شده به هيچ وجه صحت ندارد. برخي كار رسانه را فقط انتقاد مي‌دانند كه اين، به معناي ناديده گرفتن بخشي از وظايف يك رسانه است. اگر ما وظيفه رسانه را فعاليت در راستاي تأمين منافع كشور، آگاهي بخشيدن و عمق دادن به جامعه تعريف كنيم متوجه مي‌شويم كه رسانه‌ها در كنار نگاه منتقدانه بايد در مواردي به حمايت از جريانات و اتفاقات داخل كشور نيز بپردازند. اما اكنون بعضي‌ها بغض‌هاي سياسي خود را با رسانه توجيه مي‌كنند. عده‌اي كينه‌ورزانه نسبت به دولت مطلب مي‌نويسند و مي‌گويند كار رسانه‌اي انجام مي‌دهيم. از سوي ديگر، عده‌اي خب بيش از حد خود را در قالب عملكرد رسانه‌اي وارد مي‌كنند. هر دو جنبه اين رفتار بد و نادرست است. يك رسانه بايد زماني كه كار مثبتي انجام مي‌شود، به حمايت بپردازد و آنجا كه سياهي وجود دارد، آن را به مردم بنماياند.

شما مدعي رعايت اخلاق‌گرايي در عملكرد خود هستيد. اما عده‌اي معتقدند كه «فارس»، زماني كه پاي منافع سياسي در ميان باشد،‌اصول اخلاقي را فراموش مي‌كند و به جنبه حرفه‌اي كار مي‌پردازد. آخرين نمونه اين رفتار، عملكرد فارس در قضيه سخنراني اكبر اعلمي در زنجان بود كه فارس بودن توجه به اصل و صحت خبر به فضاسازي پرداخت و بعد از چندين روز، اصل خبر را منتظر كرد. در مقابل اين انتقاد، چه مي‌گوييد؟

قاطعانه مي‌گويم كه مشي فارس اين است كه اخلاق‌گرايي را با كار حرفه‌اي جمع كند براي اثبات اين گفته چند مصداق مي‌آورم و بعد در مورد عملكرد فارس در مورد سخنراني اعلمي توضيح مي‌دهم. در جريان انتخابات مجلس هفتم، يكي از مسئولان شوراي نگهبان گفته بود كه موسوي لاري (وزير كشور وقت) كوتاه‌تر از آن است كه بتواند در اين زمين آبشار بزند. خبرنگار ما به لحاظ جذابيت تيتر، اين جمله عضو شوراي نگهبان را تيتر كرده بود و از اين خبر در صفحه نخست فارس استفاده شده بود. زماني كه متوجه اين خبر شدم رسماً از آقاي لاري عذرخواهي كردم و متن عذرخواهي را نيز در همان صفحه نخست خبرگزاري منتشر كردم. با اينكه اين جمله صحبت‌هاي يك نفر در مورد ديگري بود (اما به لحاظ اينكه انتشار آن را خلاف اخلاق دانستم) از موسوي لاري عذرخواهي كردم. يك اتفاق ديگر هم در مورد ابراهيم يزدي افتاد. يزدي در بازديد از نمايشگاه مطبوعات 2 سال پيش، وارد غرفه خبرگزاري فارس نشد. اين خيلي مهم نبود. مهم، علت نيامدن وي و اين گفته وي بود كه «فارس مصاحبه من را تحريف كرده است». 2 روز پس از اين موضوع به من اطلاع دادند كه يزدي چنين حرفي زده است. با وي تماس گرفتم و گفتم: اگر چنين اتفاق افتاده يعني مصاحبه شما با فارس دچار تحريف شده من حاضر هستم به هر شكل كه شما راضي باشيد اين مسئله را جبران كنم. آقاي يزدي خيلي تشكر كرد و گفت اين تماس شما نشان‌دهنده اخلاق مدني شماست. من در پاسخ گفتم اخلاق مدني بلد نيستم و من در رفتار از آموزه‌هاي ديني پيروي مي‌كنم. در ارتباط با پوشش خبري فارس در مسئله سخنراني اعلمي، 2 ملاحظه وجود دارد. اول اينكه روزي كه خبر اعلمي مطرح شد تعطيل بود و من تهران نبودم به دوستان گفتم تا زماني كه مطمئن نشديد كه اين صحبت‌ها مربوط به اعلمي است، اين خبر نبايد منتظر شود. قرار شد با خبرنگار ما در زنجان، تماس بگيرند و بعد از اينكه نوار اين صحبت‌ها را شنيدند، خبر را منتشر كنند. در ضمن قرار شد با خود آقاي اعلمي تماس بگيرند و توضيحات ايشان را منتشر كنند. دوستان تماس گرفتند اما او حاضر به صحبت نشد. من مي‌پذيرم كه روند كاري فارس در اين موضوع به خوبي اجرا نشد. در حقيقت فارس نتوانست خواسته خود را عملي كند و مسير نادرست طي شد. مسيري كه ما تعيين كرده بوديم، بحث شخص آقاي اعلمي نبود. براي ما مهم خود اعلمي نبود بلكه مهم تفكري بود كه اين صحبت‌ها از آن ناشي مي‌شود. يعني فارس وظيفه خود مي‌دانست تا با توجه به رسالتي كه برعهده گرفته، نسبت به چنين تفكري واكنش نشان دهد. اما متأسفانه در پي‌گيري سوژه، عملاً بر روي شخصيت آقاي اعلمي متمركز شديم يعني خروجي كار بدين شكل بود كه ما با خود شخص مشكل داريم، كه اين اساساً كوچك كردن خبرگزاري بود.

اما فارس انتشار جوابيه اعلمي هم با تعويق انجام داد.

انتقاد اعلمي نسبت به دير منتشر شدن جوابيه‌اش وارد است. علت دير منتشر شدن جوابيه اين نبود كه ما واقعاً نخواهيم آن را منتشر كنيم بلكه يك اشتباه فني و اندكي بي‌دقتي سبب اين امر شد. با اين حال اين موارد سبب نمي‌شود خطاي فارس، توجيه شود.

شما چه زماني متوجه شديد كه به جاي واكنش در برابر همان تفكري كه معتقديد بايد به آن حساسيت نشان داده شود، بر روي شخصيت آقاي اعلمي متمركز شده‌ايد؟ چرا مانع از ادامه اين روند نشديد؟

من از روز اول گفتم سوژه تفكر است، نه شخص گاهي، ممكن است خبرنگاري، ‌متوجه موضوعي نشود. من مرتب تذكر مي‌دادم يكي دو روز پس از اينكه مصاحبه گرفته شده بود باز هم يادآوري كردم اما مجموعه فضايي كه ايجاد شده بود يعني برخورد خود اعلمي و مصاحبه‌هايي كه افراد مي‌داند، سبب اين امر شد.

آقاي فضائلي، بعد از 5 سال و نيم مديريت يك خبرگزاري و در آستانه راه‌اندازي يك خبرگزاري بين‌المللي چه ارزيابي از فضاي رسانه‌اي موجود داريد. عده‌اي معتقدند كه هنوز فضاي آزادي براي فعاليت رسانه‌ها در كشور وجود ندارد.

به صورت كلي فضا و دوره جديدي در كار رسانه‌اي ايجاد شده است. فناوري‌هاي جديد و رويش و رشد خبرگزاري‌ها در سرعت بخشيدن به اخبار بسيار مؤثر بوده و هست. ضمن اينكه فضاي كشور نسبت به گذشته بسيار بازتر و شرايط كار مطبوعاتي بسيار بهتر شده است. به گونه‌اي كه اصلا قابل مقايسه با گذشته نيست. در گذشته‌اي نه‌چندان دور، وقتي ما مي‌خواستيم يك سوژه‌اي را پي‌گيري الان، تقريباً بعيد است كه اين اتفاق بيافتد. اكنون وقتي اراده مي‌كنيم به يك سوژه بپردازيم، به ندرت اتفاق مي‌افتد كه در چند ساعت عملي شود. اما اين فناوري نوين، مشكلاتي را نيز به همراه دارد و به نوعي با رشد سايت‌ها وبلاگ‌ها، نوعي هرج و مرج خبري در جامعه ايجاد شده است. مسئول نبودن اين سايت‌ها و وبلاگ‌ها نگراني‌هايي را ايجاد مي‌كند. رشد اين مشكلات مي‌طلبد كه براي انضباطي بخشي و ساماندهي اين رسانه‌ها حركت پرشتاب‌تري صورت گيرد كه اجرايي كردن نظام جامع رسانه‌اي يكي از راهكارهاي اساسي براي رفع اين مشكلات است.

آقاي فضائلي، شما از معرفي اسپانسرهاي خود امتناع كرديد و گفتيد زماني اين كار را خواهيد كرد كه همه رسانه‌ها، اسپانسرهاي خود را معرفي كنند، با توجه به اينكه خبرگزاري‌هاي دولتي رقيب شما،‌ بودجه‌شان مشخص است و در رديف‌هاي قانوني به تصويب مجلس مي‌رسد؛ لطف كنيد و به عنوان آخرين سؤال بفرمائيد بودجه يك سال فارس به چه ميزان است؟

بودجه هيچ رسانه‌اي شفاف نيست و خبرگزاري‌هاي دولتي رقيب ما هم، تنها از رديف‌هاي دولتي ارتزاق نمي‌كنند. اما در جهت رفع حساسيت‌ها مي‌گويم كه بودجه سالانه فارس رقمي در حدود يك ميليارد و پانصد ميليون تومان است.

P.-S.

توضیح: متن کوتاه شده این گفتگو در ویژه نامه نوروزی روزنامه همشهری چاپ شده است

به بالاترين بفرستيد





57 پيامهاى سخنگاه

اعلان پس از تأئيد

سخنگاه  : پيامهاى شما پس از تأئيد گردانند گان سايت نمايان خواهند شد

يك پيام ، يك تفسير ؟

(براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه جاى خط ها را خالى بگذاريد)

(اختيارى) پيوند هايپرتكست

اگر پيامتان راجع به يك مقاله چاپ شده يا به يك صفحه اى كه داراى اطلاعات سودمندى است مربوط ميشود، خواهشمند است عنوان صفحه وآدرس آنرا در زير مشخص كنيد

(اختيارى) كى هستيد؟




”





ريپورت ها

* یادداشت
* وب
* نشریات
* موسیقی
* سینما
* بیلبورد
* تلویزیون
* تئاتر
* رادیو
* وبلاگ
* کتاب
* رسانه های جدید



ستون ها

* مقالات
* پنجره ارتباطات
* روزنامه نگاری شهروندی
* اقتصاد رسانه
* دریچه



مطالب مرتبط

* افول جهانی حرفه روزنامه نگاری؛ رکن چهارم در سراشیبی
* کار از راه دور فرصتی نوین در دنیای دیجیتال
* درباره بازگشت رسانک
* فارس نه مزاحم دولت بود، نه روابط عمومي
* حقیقی‌ترین عشق‌های مجازی



محبوب ترين ها

* فن آوری حریم خصوصی ام را کشت!
* وقتی که "رسانه" اسم مستعار "بلندگوی قدرت" می شود
* وب 2
* افرا تاب بارسنگین شهرت را ندارد
* تاوان قلم



جستجو